در جایی خوانده و شنیده بودم:

" به اعتقاد بسیاری از جامعه شناسان، پویایی جامعه ی شیعه در طول تاریخ، به دو عامل وابسته بوده:
1 ـ گذشته ی سرخ : اعتقاد به عاشورا و آمادگی برای ایثار و شهادت در راه عدالت خواهی، آرمان گرایی و حقیقت جویی.
2 ـ آینده ی سبز : باور به مهدویت و نپذیرفتن حکومت های طاغوتی و تلاش برای گسترش عدالت و انسانیت در سراسر جهان "
همه ی ما به این موضوع معتقدیم که گذشته ی سرخ را خطبه های ارزشمند و کوبنده ی حضرت زینب"س" و دعاها و راز و نیازهای عارفانه ی امام سجاد"ع" زنده نگه داشته است.
اما...
جهان با حداقل جامعه ی امروز ما به سمتی پیش می رود که این اعتقاد (اعتقاد به گذشته ی سرخ) فقط در ایام خاصی در زندگیمان کاربردی می شود!
در صورتیکه واقعه ی عاشورا آنقدر عظیم است که نمی شود با دید سطحی از کنار این واقعه ی تاریخی گذشت.
ما باید بدانیم که امام حسین "ع" برای چه عواملی قیام کردند و وجود خود، خانواده ی خود، و بهترین یاران خود را نثار زنده نگه داشتن اسلام کردند و زمانی که به این عوامل پی بردیم با بصیرتی روشن به سمت اجرای این اهداف پیش برویم و این اهداف را سر لوحه ی زندگیمان قرار دهیم.
اما چیزی که امروز در جامعه ی ما حکم فرماست تنها نگاهی سطحی به این واقعه است که خود را در بعضی عزاداری های بی پایه و اساس گنجانده است.
ما ذکر و یاد واقعه ی کربلا را تنها با به سر و سینه زدن و اشک ریختن زنده نگه می داریم، گرچه سوزناکترین واقعه ای را که زمین تا به حال تجربه کرده همین واقعه است از شهادت طفل شیر خوارش و دلتنگی های رقیه ی کوچکش گرفته تا خورشیدهایی که بر نیزه ها سوار شدند،همه و همه بیانگر سوزناکترین واقعه ی عالم است.
اگر همه ی ما با بصیرتی روشن و آگاهانه به سمت زنده نگه داشتن گذشته ی سرخ برویم و آن عواملی را که امام حسین "ع" به خاطر آنها قیام کردند در زندگیمان کاربردی کنیم، آینده ی سبز یعنی باور به مهدویت، امروزمان می شود.


از این همه عزاداری هایی که مرا حتی قطره ای با دریای معرفت امام حسین"ع" پیوند نمی زند نا امید شده ام و همیشه آرزویم این بوده که با بصیرتی روشن و آگاهانه در مجلس سالار شهیدان حضور به عمل آورم.